سلام دوستان عاشق ومنتظر... من وعلیرضا این وبلاگ رو راه انداختیم تا به هم بفهمونیم که چفدر همدیگر رو دوست داریم امیدواریم شما دوستان عزیز به ما کمک کنید...با نظراتتون... دوستون داریم... پری و علیرضا
سلام به دوستان عزيزم و همين طورعزيزترينمعليرضا جون...
امروز دوباره اومدم تا چند تا شعر و متن عاشقانه بذارم...
اميدوارم خوشتون بياد...
عشق يعني من و تو ما شدن
به رسم عاشقا در جهان رسوا شدن...!
درد كوير
كاش اسمان ميدانست درد من چيست!كاش ميدانست نياز من چيست!كاش ميدانس به قطه اي باران نيز قانع ام...كاش اسمان ميدانست درد مني كه همان كوير خشك و بي جانم چيست!دلم مثل كوير از محبت و عشق خشك و بي جان است عاشقم ولي يك عاشق تنها.يك عاشق بيكس،عاشقي كه معشوقش در كنارش نيست...!كاش دريا ميدانست كوير چيست!راز درون دريا رويايي است محال براي همان كوير تنها ...!دلم مثل كوير آرزوي ديدن دريا را دارد اما دريايي نيست تنها يك خواب است و بس...!كاش باران ميدانست معني انتظارچيست!مني كه همان كوير تشنه و بي جانم سالهاست كه انتظار يك قطره باران را ميكشم...اما افسوس كه اين انتظار بيهوده است و اي كاش...
آسمان ميدانست درد دل اين كوير خسته و تشنه چيست!؟...
تقديم به بهترينم...عليرضا جون...!
همه قصه هام تو هستي...لحظه لحظه هام تو هستي....توي خوابم تو خيالم.....
پا به پام بازم تو هستي...!دوستت دارم عزيزم...
...بي تو...
بي تو نميخوام ديگه دنيا به كامم باشه
حتي يه لحظه ي خوب در انتظارم باشه
بي تو نميخوام ديگه تو آسمونا باشم
ميخوام تو قعر زمين تنهاي تنها باشم
بي تو نميخوام ديگه دوباره پيدا بشم
مجنون و ديوونه و ليلي و شيدا بشم
بي تو نميخوام ديگه جون تو بدن بمونه
بي تو ميخوام بميرم بيعذر و بي بهونه
بي تو اگه تو خواستي تا آخرش ميمونم
اما بدون عزيزم،توي تو مهربونم...!
براي عليرضاي خودم..
كسي در باد ميخواند...تو را تا اوج ميخواهم...براي ناز چشمانت چه بيصبرانه ميمانم...دلم تنگ است و بي يادت...در اين غربت نميمانم....تو هستي در وجود من...تو را هرگز نمي رانم...
آخر يه روز پرينت قلبمو ميگيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صدبار ميگم:دوستت دارم
عليرضا جان در غريبانه ترين لحظات يارم شدي به اندازه تعداد نفهايم دوستت دارم...
من قلبم را با صداقت تمام به تو هديه ميدهم ...دوستي اگر حقيقي باشد...هميشه پايدار خواهد ماند....آنوقت جدايي هم قادر به شكستن آن نخواهد بود و زندگي خواهد درخشيد:
وقتي كه قلبها با هم باشند...
در هر نفسي كه ميتپي دل من يادت نرود اجازه از يار بگيري...!
ای كه بی تو نميشه ...
براي تو مينويسم...!
من به خورشيد اعتقاد دارم حتي اگه ندرخشد...من به عشق اعتقاد دارم حتي اگر تنها بمانم....من به خدا اعتقاد دارم حتي اگر ساكت بماند...!
براي تو كه عزيزتريني...
تو مرا ميفهمي...
من تو را ميخواهم...
و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است...
تو مرا ميخواني...
من تو را نابترين شعر زمان ميدانم...
و تو هم ميداني...
تا ابد در دل من ميماني...!
براي تو...
تو از قبيله مجنون...
من از قبيله ليلي...
تو از سپيده و نوري...
من از شقايق پرخون...
تو از قبيله دريا...
من از نژاد كويرم...
هميشه تشنه وغمگين
هميشه بي تو اسيرم...
حقيقت افسانه ي قشنگي است....اما واقعيت اين است كه: